تبليغاتX
تنهاترين تنها

تنهاترين تنها

××دلم گرفته،میدونم که میدونی چرا؟××

××× درمورد من و تو ×××

***٪*** سلام دوستان ، قصد بی احترامی ندارم ولی باید یه چیزو در مورد خودم و دوستان وبلاگ نویس بگم***٪***

خب شنیدین که میگن ایرانی ها تو کلک بازی و نیرنگ بازی مهارت فوق العاده ای دارن؟؟؟؟؟؟

من که میگم درسته.

اما منظورم از این حرفا اینه که بیشتر مطالب وبلاگ خودم و شماها کپی برداری تو این فقره ما از چینی ها زدیم جلو !!!

بیاییم توی وبلاگمون مطالب کوتاه و عاشقانه توپ از تفکر خودمون که فکر ایرانی از هر ملت جلوتر و برتره بذاریم.

 کسانی که پیش قدم میشن: علیرضا شریفی-....... جای دوستان گلم که الان میخوان متحدبشن

 اتحاد خودتون رو تو نظرات !! یادت نره 


برچسب‌ها: تنهاترین تنها, تنها, اتحاد

یلدا مبارک

 

بهترین جمله کوتاه برای توصیف عشق:

دلداده

 

یاس(مهیلا)


عشق چیست؟

سلام:

به دوستای گلم

دوستان من میخوام این بار پست متفاوتی بزارم خوب صبر کنین الان میگم!

اما از شما دوستان خواهش میکنم که جواب سوالمو تو نظرات بدین بعد من همه ی جواب هارو توی وبم میزارم و شما دوستان قضاوت کنین البته قضاوت که نه!!!!!!

خواهش میکنم جواب سوالمو بدین!

در جمله ای کوتاه



                                        (عشق چیست؟)


                                     یادتون نره جواب بدین؟!


جواب هایی که به ثبت رسیده توسط دوستان در ادامه مطلب!


ادامه مطلب »

دلیل دوست داشتن؟

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید : چرا مرا دوست داری ؟ چرا عاشقم هستی ؟

 

پسر گفت : نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم

 

دختر گفت : وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی ؟!!!!

 

پسر گفت : واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم

 

دختر گفت : اثبات؟!!!! نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم . شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد اما تو نمی توانی این کار را بکنی !!!!

 

پسر گفت : خوب ... من تو رو دوست دارم چون زیبا هستی

چون صدای تو گیراست

چون جذاب و دوست داشتنی هستی

چون باملاحظه و بافکر هستی

چون به من توجه و محبت می کنی

تو را به خاطر لبخندت دوست دارم

به خاطر تمامی حرکاتت دوست دارم

 

دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد

 

چند روز بعد دختر تصادف کرد و به کما رفت

 

پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت

 

نامه بدین شرح بود :

عزیز دلم !!!تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم ..... اکنون دیگر حرف نمی زنی پس نمی توانم دوستت داشته باشم

دوستت دارم چون به من توجه و محبت می کنی ...... چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی نمی توانم دوستت داشته باشم

تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم ..... آیا اکنون می توانی بخندی ؟ می توانی هیچ حرکتی بکنی ؟ ...... پس دوستت ندارم

اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد در زمان هایی مثل الان هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم

 

آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار؟

 

نه

و من هنوز دوستت دارم . عاشقت هستم


دانلود آلبوم جدید و فوق العاده زیبای مجید خراطها به نام حس خاص

دانلود آلبوم جدید و فوق العاده زیبای مجید خراطها به نام حس خاص

mp3 320


mp3 128

ادامه مطلب بروید






ادامه مطلب »

تولدم مبارک

 

لبم خندونه اما تو قلبم کلی غم  

              

درسته ماه مهره بدون مهره تو کم دارم

 

دلم باز بی قرار امشب چشو به جاده میدوزه

 

تا پاییز شد سفر کردی الان 18ساله 23روزه

 

من ازماه مهرم تو بی مهری،این روزاهم میرم!

 

آره  اگه  بشکنه  بغضم  عجب  بارونی میباره!!!!!

 

شاید پاییزو ردکردم با این شمعی که میسوزه!!!

 

دارم  دق  میکنم  سخته  >  این 23ومین روزه!!!!!

 

اگه  امشب بیاد  بارون  تورو حس میکنم  پیشم!!!!!!!!

 

دعا کردم  بباره چون  میخوام  امشب  بهاری شم!!!!!!!!!!

 

شاید  این حس پاییزه  که من برگامو  میریزم!!!!!!!!!!!!!!!

 

بی تو چقدر سخته عبور از فصل پاییزم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

تولد مبارک، چه زود گذشت!!!!

۲۳/۷/۱۳۷۱

 


***روش های جذب دخـــتـــران(مخ زنی)*** 5487

اولین قدم جهت مخ زدن انتخاب سوژه میباشد.



-اونایی که تا یه پسر می بینن سریع مثل مگس زل میزنن تو چشمای طرف! اونایی که دبیرستانی هستند و در مقطع اول و دوم دبیرستان درس می خونند! اونایی که خیلی تابلو رفتار می کنن و سرشون با گوششون بازی میکنه! 4-اونایی که تو خیابون حتی با دیدن ویترین بقالی وایمیسن و پفک و چیپس ها رو دید می زنن! اونایی که خیلی زشت هستند و سال به سال نخ اصلاح و اپی لیدی مصرف نمی کنن! بتون قول میدم که اینگونه دختر ها حتی اگر یه تیکه جواتی هم بشون بندازین سریع پا میدن و میان آویزون شما میشن!

اما از اونجایی که میدونم همه پسرا عادت دارن لقمه گنده تر از دهنشون بر دارند - حتی اگر قیافه اونها یه چیزی تو مایه های دمت گرم باشه – و به دنبال دخترای فشن و با کلاس هستند:

آیا شما تازه به شهر آمده اید ؟


آیا شما قیافه ای فاجعه آمیز دارید؟

آیا صورت شما طی عملیات شهادت طلبانه ای در جنگ جهانی دوم مورد اصابت خمپاره قرار گرفته است؟(یه چیزی تو مایه های همون فاجعه آمیز)

آیا شما لهجه دارید؟

آیا شما به دنبال یک دختر کلاس بالا می گردید؟

آیا شما دنبال دختری با شلوار برمودا هستید؟

و بالاخره آیا شما به دنبال زیدی هستید که زمین تا آسمان از نظر تیپ و مایه و قیافه با توی در به در تفاوت داشته باشد؟

اگر جواب همه سوال های بالا بل یا آره هستند لازم است به شما بگویم که هرگز نگران نباشید .چون ما این نیاز شما را کاملاً برطرف میکنیم!

شما با داشتن تنها چند بلیط اتوبوس می توانید به خواسته خود برسید!بله درست حدس زدید! کافیه چند تا بلیط اتوبوس داشته باشید
!

قبل از اینکه چگونگی مخ زدن رو بتون یاد بدم ابتدا آماری از پا دادن دخترای بالا شهر بگم

1-

: دخترای که پاتوقشون بالای شهر می باشد فقط به ماشین دار ها پا میدن و اگر شما ماشین ندارید یا ماشینتون کمتر از15 میلیون هست نیازی نیست وقتتون رو تلف کنید و به چنین مکان هایی برید و بهتره که به همون پایین شهر بسنده کنید! دخترایی که پاتوقشون خیابون های خیلی با کلاس شهر می باشد حتی با ماشین 15 میلیونی هم نمیشه مخشون رو زد چون این دخترا قبلاً مخشون زده شده (توسط بچه محل هاشون) و جنس بی صاحاب در چنین مکان هایی پیدا نمیشه! دخترایی که خودشون ماشین دارند و بنا براین مخشون زدنی نیست (نکته:90 درصد دختر ها اصولاً به این دلیل پا میدن که یه احمقی بیاد با ماشن ببردشون کافی شاپ و رستوران و بعدشم برسوندشون خونه!پس اگر طرف خودش ماشین داشته باشه دیگه عمراً پا بده مگر در مواردی خاص!) بعضی دختر های پایین شهر حتی به راننده تاکس هم پا میدن پس این نقطه ها بهترین مکان برای تور کردن داف می باشد! بعضی دختر ها شهر هم که ماشالا خودشون پسر تور میکنن! بعضی ها هم که دیگه نیازی به توضیح من نیست!!!! دختر های پایین شهر هم دخترا دو دسته میشن:دسته اول اونایی که که در بالا 5 تا از ویژگی هاشون رو گفتم و این دسته حتی با جدول کنار خیابون هم طرح دوستی میریزند و دسته دوم که به دلیل داشتن چند تا برادر قلچماق اصلاً کسی طرفشون نمیره....

اما نحوه مخ زدن:

الف: مخ زدن دخترای بالا شهری:

وسایل مورد نیاز:یک جفت صندل سفید
Darki –شلوار مدل بوسینی ,Buddyو یا هر شلواری که بشه دمپاش رو بالا زد-یک تی خط دار حلقه ای (ترجیحاً آبی کمرنگ یا مشکی)- ترجیحاً موی بلند – ریش عجیب و غریب- چشمای هیز و کشیده –ماشین بالای 15 میلیون و همچنین مقداری زبان به اندازه کافی!

روش مخ زدن: دیگه مخ زدن با گفتن واژه هایی مثل:خانوم ببخشید ساعت چنده؟ - میشه وقتتون رو بگیرم؟ - تو بخورم و ... کاربردی نداره باید و باید به جاش کار های زیر رو انجام بدید

1-
: به بالای شهر رفته و جولوی یکی از مراکز تجاری مقادیری با ماشین خود به متر کردن خیابون ها می پردازید.2-سوژه مورد نظر را شناسایی میکنید 3- با ماشین خود جولوی پای سوژه توقف نموده و از ماشین پیاده میشوید(ضبط ماشین روشن باشد). 4- وقتی از ماشین پیاده شدید در ماشین رو باز گذاشته و بدون اینکه حتی نیم نگاهی به سوژه بیندازید وارد مرکز تجاری میشوید .5-سپس از مرکز تجاری خارج میشوید و به سمت ماشین خود می آیید .(بتون قول میدم سوژه همچنان کنار ماشین شما ایستاده است)6-سوار ماشین می شوید و اصلا به سوژه توجه نمیکنید.7- با ماشین چند متر به جلو میروید اما دنده عقب می کنید و به سمت سوژه می آیید و به او می گویید:سلام.بیا بالا .شرمنده که منتظرت گذاشتم .آخه کار داشتم.حالا بشین بریم!

تبریک میگم شما مخ یه دختر بالا شهری رو زدید
!

ب-دخترای وسط شهر
:

وسایل مورد نیاز:همه چیز های بالا به غیر از ماشین بالای 15 میلیونی.(پراید و 206 برای چنین مواردی مناسبه.مواظب باشید که ماشینتون کلاسش از 206 بیشتر نباشه چون دختره در این مواقع احساس سرخوردگی و تضاد طبقاتی شدید میکنه و عمراً بتون پا بده
!)

روش مخ زدن:1-با ماشین خیلی آروم در کنار خیابون حرکت میکنید و هر دختری که دیدید جولوش ترمز میکنید و بش میگید : سلام. سوار شو بریم با هم یه دور بزنیم(اتول میزنید)

تبصره: 87 درصد دختر ها در این هنگام سوار ماشین نمیشن اما شما نا امید نشید و بازم به طرف گیر بدید و بتون اطمینان میدم که طرف در بار سوم سوار ماشین میشه.

ج.دخترای پایین شهر:

وسایل مورد نیاز:چیز خاصی مورد نیاز نیست فقط کافیه مقداری روغن و واکس مو از سرتون چکه کنه و ترجیحاً صورتتون پر از جای چاقو باشه.چون دخترای این قسمت شهر به کسی پا میدن که یه نمه تو مایه های فردین باشه!

روش مخ زدن:پس از اطمینان از اینکه سوژه مورد نظر برادر یا پسر خاله یا پسر عمو و اینا نداره میرید به سمتش و بش میگید:آبجی یه غلام لوتی نمی خوای؟!

تبریک میگم شما تونستی یه زید واسه خودتون ردیف کنید!از همین الان دارم هفته بعد رو مجسم میکنم که یه پیکان جوانان گوجه ای زیر پا و زید بغل و جاده شمال!!!

پس من سر همین موضوع تمرکز می کنم و بتون میگم که چیکار کنید اما ابتدا به شیوه تبلیغ های تلویزیونی با چند تا سوال شروع میکنم یعنی باید بفهمی کدوم دختر پا میده و کدوم پا نمیده ! که تشخیص این امر خیلی ساده است. فقط نیازمند کمی وقت و بیکاری است.یعنی شما میرید سر خیابون وایمیسید و به دقت خواهران شرعی خودتون رو زیر نظر میگیرید و اونایی که رفتارشون به شرح بالا می باشد بلا نسبت مثل سگ پا میدن!!!!!!!!!!!


خاطره




در همین نزدیکی

کوچه باغی زیباست

که درآن خاطره هایم پیداست

آسمانش آبی است

جوی آبی جاریست

و شقایق که درآن آفتابی است

غنچه ای می خندد

شاخه ای می رقصد

و زمان از گذر ثانیه جا می ماند

لحظه هایی زیباست

خاطره یا رویاست

هر چه هست در نظر من یکتاست

قاب یک خاطره در آن پیداست


كسي در تنهائيم نشسته و آينه هاي روبه رو را به حرف گرفته است.

كسي كه آشفتگي هاي شبانه مرا به جيرجيرك ها معنا ميكند و من احساس ميكنم دراين تنهايي غليظ زمين

روي شانه هايم گذاشته اند.

كسي در تنهائيم نشسته و ستاره ها را از  آسمان ميچيند و روي پيراهنم گلدوزي ميكند.

حرف هايم را به آسمان مي فرستم! ابرها كنار ميروند ، ستاره ها كنار ميروند تا كلمات كوچك وسر به زير من به

بال هاي فرشتگان  برسد و بعد آسمان پر از حرف ميشود.

ابرها ، رود ها ، دست ها ، آدم ها ميچرخند و من در اين تنهايي روزهارا در سبد تنهايي ميريزم  و شب هارا به 

خاطرات دور گره ميزنم به ياد تو اي مهربان شفاف!


شب هايم را از خورشيد مي آكنم

 ياد تو بهانه ايست براي سرودن يك ترانه غريب

اما ترانه من آهنگ غم وانتظار را دارد.


                                                           درآخر:

حرف هاي خسته من ، با من از تو سخن مي گويد ، پنجره هاي شعرم رو به لبخندهاي تو باز ميشود

و ميگويد: آيا انتظار نشستن پشت در هاي بسته است؟

از شما دوستان ميخواهم جواب سوالم رو بدين ؟!

 





بدون شرح!


صدای قدم هایش را به خاطر دارم

صدای قدم هایش را به خاطر دارم

حتی گرمای نفسش را میشناسم

هر ماه به دیدارم می آید

آنقدر گریه می کند تا باران ببارد

برایم یک شاخه گل می آورد

یک شاخه مریم سپید

گلهایش را وقتی که رفت بر می دارم

لای دفتر شعرم می گذارم

تمام شعرهای آن دفتر را برای او گفته ام

دفترم بوی مریم می دهد


او مرا مریم صدا می کرد

ولی من نازنین بودم

او عاشق مریم بود

ولی من عاشق او بودم

اکنون که بر سر قبرم مریم می آورد

آهسته می گوید

نازنین ... برایت مریم آوردم

هنوز هم عاشق اویم

و من درمیابم

چه بیهوده عاشقش بودم





و آن سنگ دل هنوز مریم را دوست می دارد

عكس

ا


همسفر!

در این راه طولانی

که ما بی خبریم

و چون باد می گذرد،

بگذار خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بماند

خواهش می کنم !

مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی.

مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت، دوست داشته باشم.

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد.

مخواه که هر دو، یک آواز را بپسندیم.

یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را

و یک شیوه نگاه کردن را.

مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی، و رویاهامان یکی.

هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.

و شبیه شدن، دال بر کمال نیست. بلکه دلیل توقف است.

عزیز من !

دو نفر که عاشق اند، و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛

واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله ی علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب

سفالی را دوست داشته باشند.

اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق.

و یکی کافیست.

عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است.

اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.

من از عشق زمینی حرف می زنم، که ارزش آن در “حضور” است،

نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.

عزیز من !

اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد.

بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.

بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.

بخواه که همدیگر را کامل کنیم، نه ناپدید.

بگذار صبورانه و مهرمندانه، درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم.

اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند.

بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند، نه فنای متقابل.

اینجا، سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست.

سخن از ذره ذره ی واقعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست.

بیا بحث کنیم.

بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.

بیا کلنجار برویم.

اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم.

بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را، در بسیاری زمینه ها، تا آنجا که حس می کنیم

دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد،

نه پژمردگی و افسردگی و مرگ،… حفظ کنیم

من و تو، حق داریم در برابر هم قد علم کنیم.

و حق داریم، بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم، بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.

عزیز من !

بیا متفاوت باشیم …


http://rigboys-rb.PERSIANBLOG.ir

سلام به دوستان همشهری::::

وبلاگ جدید من بانام بچه های ریگ در خدمت شماست،این وبلاگ موضاعت جالب و خواندنی برای شما هم دهاتی عزیز داره

امیدوارم از اومدن به وبلاگ (بدون شرح) لذت ببرید!

آدرس وبلاگ:

http://rigboys-rb.PERSIANBLOG.ir

                  حتما سر بزنید

 


God and Love

 

  321
ای خا
Where love is, God is also

هر کجا محبت باشد، خدا هم هست

God is in your heart, yet you search for Him in the wilderness

خدا در قلب توست و تو در بیابان ها به دنبالش می گردی


The nearer the soul is to God, the less its disturbances,since the point nearest nearest the circle is subject to the least motion

هر چه روح به خدا نزدیکتر باشد، آشفتگی اش کمتر است زیرا نزدیک ترین نقطه به مرکز دایره، کمترین تکان را دارد

Every happening, great and small,is a parable whereby God speak s to us,and the art of life is to get the message

هر اتفاقی که می افتد، چه کوچک چه بزرگ، وسیله ای است برای آن که خدا با ما حرف بزند و هنر زندگی دریافت این پیام هاست

Weblog Themes By Pichak

لینک های مفید

برچسب‌ها

درباره وبلاگ


تقدیم به کسی که

شمع را

به نامش و به خاطرش

روشن میکنم.

پیوندهای روزانه

آمار سایت

جاوا اسكریپت

جاوا اسكریپت